سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
43
قواعد السلاطين ( فارسى )
قاعدهء اوّل در بيان عدالت است بر نوربخشان بصاير مراقبان ملهمات غيبى ، و فروغافزايان ضماير راصدان مراصد واردات لاريبى ، مخفى نيست كه آيات مفاخر شهرياران و آثار مآثر جهانداران بر اوراق افلاك و اطباق آفاق نگاشته مىگردد ، و افاعيل مرضيّهء ايشان در صفايح اعالى و اسافل انتقاش مىيابد ، و از آن جمله انبساط عدالت و تحصيل رضاجويى قلوب رعيّت و دردمندان ، و تعديل مراتب زيردستان كه موجب ترقّى درجات صاحبدولتان بلند اقبال باشد ، و از شاهراه كمون [ 12 ] و بىنامى ، به ميدان وسيع ظهور و نيكنامى ايشان را جلوه مىدهد و به اين سبب گوى تفاخر و شهريارى از سر گردون مىگذرانند ؛ پس بايد كه مسالك رفيعهء عدالت را پيشنهاد ضمير مبارك خود سازند كه اين اصلى است روحافزاى و نورى است عالمآراى ، و مفتاحى است كشورگشاى ، رافع علامات ابّهت و معدلت ، و مظهر آيات فتوّت و نصرت است . و عدالت به معنى سويّت و استوا و استقامت افعال آمده كه هرطبقه را بر ديگرى دست استيلا نداده ، هر فردى را در مرتبهء خود بازدارند ، و در ميان ايشان حكم بالسويّه نموده ، نفخات نسيم عنايت و رشحات زلال عاطفت را به گلزار